مهم ترين تفاوت هاي شركت هاي سرمايه و اشخاص چيست ؟
شركت هاي تجاري را مي توان به لحاظ نقش يكي از دو نهاد سرمايه يا شخصيت و اعتبار شخصي شركا در شركت تجاري و نيز با توجه به مبناي مسئوليت مديران و شركا با اين مفهوم كه بر اساس ميزان آورده يا به صورت نامحدود يا نسبي باشد به دو دسته شركت هاي سرمايه و شركت هاي اشخاص تقسيم كرد.
طبقه بندي شركت هاي تجاري
الف ) شركت هاي سرمايه اي
در شركت هاي سرمايه ، فقط سرمايه مورد توجه قرار مي گيرد ، ثبت شركت نه شخص سرمايه گذار، لذا شركاء فقط تا ميزان سرمايه اي كه در شركت گذارده اند مسئول تعهدات شركت خواهند بود.
شركت هاي سهامي خاص و سهامي عام و شركت هاي مختلط سهامي جزو شركت هاي سرمايه اي محسوب مي شوند.
ب) شركت هاي اشخاص
شركت هايي هستند كه شخصيت شركاء مورد توجه است و اعتبار شركت به اعتبار شركاء بستگي داشته و سرمايه شركت نقش عمده اي در اعتبار شركت ندارد. مسئوليت شركا در مقابل اشخاص ثالث، تضامني و نامحدود مي باشد و اشخاص ثالث مي توانند جهت اسيفاي طلب خود به هر يك از شركاء مراجعه كنند.
شركت تضامني و نسبي و همچنين شركت هاي مختلط غير سهامي را مي توان جزو شركت هاي اشخاص دانست.
مهم ترين تفاوت هاي شركت هاي سرمايه و اشخاص را به شرح ذيل مي توان نام برد :
الف) در شركت هاي سرمايه مسئوليت سهامداران محدود به مبلغ اسمي و آورده آن ها است و در صورت ورشكستگي شركت به علت ناتواني از تاديه بدهي خود، بستانكاران يا مدير تصفيه نمي توانند به سهامداران و يا شركا مراجعه و يا عليه اموال شخصي آنان اقدامي به عمل آورند. معذلك در صورتي كه برخي سهامداران هنوز بخشي از سرمايه تعهد شده را به شركت نپرداخته باشند، بستانكاران تنها تا ميزان پرداخت نشده حق رجوع به چنين سهامداراني را دارند. در حالي كه در شركت هاي شخص وضع به گونه ديگري است. در شركت هاي تضامني مسئوليت هر يك از شركا در صورت ناتواني شركت در پرداخت ديون، نامحدود بوده و تناسبي ميان ميزان سرمايه شريك و ديون شركت وجود ندارد. لذا شريكي ممكن است يكصد هزار ريال از ده ميليون سرمايه شركت ( يعني يك درصد كل سرمايه ) را دارا باشد لكن ناگزير به پرداخت كل ديون شركت كه مثلاَ يكصد ميليون ريال و هزار برابر سهم الشركه وي در شركت است، گردد.
در شركت نسبي نيز شريك شركت بدهكار در فرض بالا، مكلف به پرداخت يك ميليون ريال است. چرا كه وي يك درصد كل سرمايه شركت را مالك است و بايستي به نسبت، يك درصد بدهي يعني ده برابر سهم الشركه اش در شركت را نيز پرداخت نمايد.
ب) در شركت هاي سرمايه آنچه اصالت دارد و در رابطه ميان اشخاص ثالث با شركت مورد توجه قرار مي گيرد، سرمايه و ميزان آن است و اعتبار شركا و شخصيت آنان چنداني اهميتي ندارد. در حالي كه در شركت هاي اشخاص، شخصيت شركا در درجه اول اهميت است و اعتبار شخصي آنان بيش از ميزان سرمايه شركت در جلب اشخاص ثالث نقش بازي مي كند.
ج) نقل و انتقال سرمايه در شركت هاي سرمايه به آساني صورت مي پذيرد و تابع تشريفات سخت و پيچيده نيست. در صورتي كه در شركت هاي اشخاص براي اين امر محدوديت هاي سختگيرانه اي پيش بيني شده است. براي مثال در شركت سهامي واگذاري سهام با ثبت و درج مراتب انتقال در دفتر ثبت شركت انجام مي گيرد. اگر شركت از نوع سهامي عام باشد و در بازار بورس پذيرفته شده باشد، انتقال سهام عموماَ در اين بازار صورت مي گيرد، هر چند كه در اين حالت نيز سهامداران مجاز به فروش سهم خود در خارج از بازار بورس هستند. البته در نوع دوم از شركت هاي سرمايه، يعني شركت بامسئوليت محدود ، براي نقل و انتقال سهام بايد موافقت دارندگان سه چهارم سرمايه كه اكثريت عددي را هم دارند به دست آيد. به علاوه در اين نوع شركت، انتقال سهم الشركه بايد با تنظيم سند رسمي باشد.
در مقايسه با شركت هاي سرمايه، در شركت هاي اشخاص انتقال سهم الشركه جز با موافقت تمامي شركا امكان پذير نيست.
د) در شركت هاي سرمايه، به ويژه سهامي عام، سهامداران از چند و چون اداره شركت بي اطلاع هستند و دخالت چنداني در اين امور ندارند. در حالي كه در شركت هاي اشخاص اين نقش پررنگ و محسوس است. اين امر نه تنها به دليل خطر تحميل ديون مازاد بر دارايي شركت بر شركا است بلكه به علت آن است كه در اين دسته از شركت ها، شركا عمدتاَ اعضاي يك خانواده و داراي رابطه نزديك با يكديگر بوده و در نتيجه از فعل و انفعالات و عمليات اداري شركت آگاهي دارند.
لازم به ذكر است كه علاوه بر شركت هاي مذكور در ماده 29 قانون تجارت، نوع ديگري كه به نام شركت عملي شناخته شده در ماده 220 قانون تجارت به رسميت شناخته شده است. به موجب اين ماده، چنانچه شركتي در يكي از اشكال مذكور در ماده 20 مرقوم تشكيل نگردد و مطابق مقررات مربوط به آن ها فعاليت ننمايد از جهت مسئوليت تابع مقررات شركت هاي تضامني خواهد بود.
برچسب: ،
ادامه مطلب